خداحافظی با می می
بیست و یک ماهگی
یه سر کوچولو
اولین جمله + دندانهای تازه
دختر مه رویم وانیای عزیزم اومدم برات لحظه ساختن اولین جمله ی تو رو ثبت کنم . دیشب حدودا" ساعت 10 شب بود طبق روال هر شنبه خونه مامان فرزان بودیم ، دایی جونت رفت زباله ها رو بگذار تو سطل مخصوص زباله ، تو داشتی روی تخت مامان فرزان قدم می زدی که چقدر کار خطرناکی این کارت ، یکهو رو به مامان کردی گفتی : " مامان دای رفت " اینم شد اولین جمله ساخته شده دختر گلم با آرزوی روزی که بتونی کامل و روان زبان شیرین مادریت رو صحبت کنی . قربون اون فراست نگاهت تعداد دندونات دو رقمی شده ...
نویسنده :
sepideh
15:56
شکرانه
یک روز بیاد ماندنی
نوروز 1393 ، هفته اول
نتیجه آزمایش
دختر نازنینم هفته پیش جواب آزمایشت رو گرفتیم دکتر هم بررسیش کرد و گفت : هیچ مشکلی وجود نداره ( خدای سپاس ) تنها باید کمی آب بیشر بنوشی که خودت خودکار آب زیاد می خوری هر نیم ساعت یکبار می گی " آبه َ " و تا آب نخوری کوتاه نمیای در مورد راه نیافتادن شما هم دکتر گفته نگران نباشین ولی دروغ نمیتونم بگم من نگرانم .مادر می تونم ازت خواهش کنم دستتو از دیوار و میز و صندلی برداری و با تکیه بر از زانوانت قدم بردار ی تا من هم یک نفس راحت بکشم ، یک لحظه هم این موضوع از ذهنم خارج نمیشه دلم می خواد با کفشهای خوشگل جدیدت خودت مستقل قدم برداری امیدوارم این اتفاق به زودی زود بیفته و در واپسین روزهای زمستان دلم من رو بهاری کنی . &...
نویسنده :
sepideh
10:38
چهارده ماهگیت چه خبر ؟
دختر نازنینم روز پنج شنبه 17 بهمن چهارده ماهگیت تموم شد و وارد پانزده ماهگی شدی پنج شنبه صبح تصمیم گرفتم بمونم پیشت نرم شرکت آخه میدونی چند روزی هست که یک توده هوای سرد وارد کشور شده که پایتحت هم بی نصیب نمانده سرما تقریبا" غیر قابل تحمله و ما همش مراقبیم که تو سرما نخوری ولی متاسفانه مامان سپید شما بدجوری سرما خورده پنج شنبه و جمعه رو استراحت کردم اما بهتر که نشدم بدتر هم شدم شنبه هم سرکار نرفتم رفتم دکتر ولی چون شما شیر مادر میل میکنید پزشک من رو از مصرف داروی شیمیایی منع کرد و دستور استفاده از یک بخور گیاهی ( گل بابونه آنتی بیوتیک - گل بنفشه آنتی هیستامین - گل ختمی آرام بخش ) رو به من داد این بخور ...
نویسنده :
sepideh
13:43






