آزمایش +check up
دختر مه رویم دوشنبه 28 بهمن من و بابا حمید شما رو بردیم CHECK UP چهارده ماهگی دکتر لاهیجی بعد ار معاینه تو تشخیص داد که همه چیز مرتبه البته بماند که بلوایی به پا کردی برای یک معاینه ساده ، در مورد راه رفتن تو هم مجددا" لگن و پاهای تو را بررسی کرد طبق گفته ایشون مسئله ی خاصی نیست ولی احتمال داره ویتامین D شما کمی کم باشه که ارتباط مستقیم با راه رفتن داره و نیاز به آزمایش داشتی روز جمعه برای نمونه گیری رفتیم بیمارستان انگار کاملا" متوجه بودی که اتفاقاتی در پیش هست محکم چسبیده بودی به من لحظه ای هم از بررسی اوضاع غافل نمیشدی حتی پلک هم نمیزدی کارهای پذیرش آزمایشگاه رو انجام دادیم وسایل نمونه گیری تحویل شد و ما رو به بخش اطفال ارجاع دادن . وقتی وارد بخش شدیم تمام خاطرات دو شب بستری بودن بدو تولدت برام تداعی شد ولی وقتی تو ایستگاه پرستاری یک چهره ی آشنا دیدم دلم قرص شد هیچ تفاوتی نکرده بود به همون مهربونی فقط موهاش روشن بود . ولی متاسفانه نمونه گیری رو پرستار دیگه ای انجام داد تو رو بردم داخل اتاق خانم پرستار گفت بگذارینش روی تخت و خودتون بیرون باشین دو تا خانم بهیار هم به خانم پرستار کمک می کردن صدای گریه و ناله های تو بلند و بلند تر میشد تا جایی که تاب نیاوردم اومدم تو همون لحظه هم منو فراخوندن از فرط گریه زیاد حالت بد شده بود و بالا آوردی تمام لباسات کثیف شده بود با کمک خانم بهیار تر و تمیز ت کردیم . رفته بودی تو بغل بابا و پایین نمیومدی وقتی آروم شدی دوباره بردیم توی اتاق و بالاخره بعد از چند دقیقه گریه و زاری نمونه گیری انجام شد . نمونه رو تحویل دادیم و چون لباسات کثیف شده بود کاپشن بابا رو دورت پیشیدیم اومدیم خونه ، بابا حمید تو رو برد حموم بعد از پوشدین لباسات از خستگی و استرس به خواب عمیق فرو رفتی 
داستان دیگه ای که با تو داشتیم نمونه گیری ادرار بود که از روز شنبه تا پنج شنبه منو چشم انتظار کاشتی تا بالاخره پنج شنبه صبح پیروز شدیم .
حالا منتظر جوابیم امیدوارم که همه چیز ختم به خیر بشه دختره عزیزم حتما" میام برات می نویسم که چی شد نگرانــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم .
دخترم +وسیله مورد علاقه اش سشوار

وانیا مشغول شیطنت


وانیا در حال دلبری




آزمایش +check up
