وانیاوانیا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 12 روز سن داره

وانیا

دلهره ی مادرانه

1392/5/27 11:35
نویسنده : sepideh
487 بازدید
اشتراک گذاری

وقتي مريض ميشي انگار تمام دنيا به سرم آوار ميشه درسته که بیماري يک قسمت از زندگيه ، اما تو فعلا"‌خيلي ظريف و کوچولويي براي بيمار بودن وقتي سرفه ميکني آخرش گريه ات ميگيره ديروز صبح وقتي ديدم حالت خوب نيست و غير از خوردن شير چيز ديگه اي نميتوني بخوري مرخصي گرفتم ولي بابا حميد رفت سرکار من با مامان فرزان و پاپا بزرگ تو رو برديم اورژانس بیمارستان مهراد شانس ما دکتر لاهيجي رزيدنت روز اورژانس بود تو رو معاينه کرد گفت : سرما خوردي ولي هيچ دارويي نداد ( آخه ني ني هاي کوچولو نميتونه آنتی بیوتیک و یا دارویی دیگه ای مصرف کنن ) و قرار شد با بخار حمام گرم  ، بخور سرد و قطره شستشوي بیني بسنده کنيم بعد از تو مامان فرزان هم رفت دکتر ولي‌ عکس تو به فرزان حسابی دارو داده بود خیلی حالش بد بود اصلا" بهتر نشده ولی شکر خدا تو بهتر شدي دیشب حسابی رو روک سواری میکردی از این ور به اون ور امروز صبح که مي خواستم بیام سرکار حال تو بهتر بود شير خوردي و دوباره به خواب رفتي امیدوارم تا بعد از ظهر هم چيز به خير بگذره چون فرزان از ديروز هم بدتر شده بود الان که این مطلب رو مینویسم خیلی نگرانم چون اگه فرزان طی روز نتونه از تو مراقبت کنه کلاه من پس معرکه است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ از اوضاع و احوال خونه بی خبرم ؟؟؟؟؟ناراحت

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان ساینا
27 مرداد 92 12:01
عززززیزمایشالله زودی خوب شی خاله جونی






ممنون از لطف ات عزيزم


مامان ساينا به ما آدرس صحیح بده بهت سر بزينم
مامان پندار
31 مرداد 92 2:43
عزیزم ... الهی همیشه سالم باشی و هیچوقت مریض نشی خاله



ممنون خاله که به ياد من بودي
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به وانیا می باشد